آیلا در حال حمام آفتاب گرفتن در پارک شفق چنان لباس کلفت پوشاندم که فکر کنم اصلا به هیچ نقطه ای از بدنش جز صورتش آفتاب رسوخ نکنه . چه حمام آفتابی شود خانوم خانوما تازه بعد از نیم ساعت تکون دادن و صدا کردن از خواب بیدار شده با موهای به هم ریخته در آستانه در ورودی سرسره به بابایی سرسره رو نشون می ده و شاید می گه من از اینها می خوام ( البته ناگفته نمونه که خانمی حسابی از سرسره می ترسید و فقط با دیدن بقیه بچه ها کمی راغب شد سرسره سواری کنه ولی اصلا حاضر نشد روی تاب بنشينه ) آیلا حاضر و آماده دم در برای رفتن به عید دیدنی ای بابا چرا نمیاین من زیر پام علف دراومد اوه شیطون بلا ...